هوش رقابتی

هوش رقابتی



‌ ‌گرچه‌ هوشمندی‌ رقابتی‌ با فرهنگ‌ سازمانی‌ بسیاری‌ از شرکتهای‌ بزرگ‌ امروزی، یکپارچه‌ شده‌ است‌ ولی‌ علی‌الظاهر جدید به‌نظر نمی‌رسد. منافع‌ حاصل‌ از آن‌ چندین‌ قرن‌ پیش‌ در ایالتهای‌ آلمان‌ ادراک‌ شد. برای‌ مثال‌ در قرن‌ پانزدهم، خانه‌ کارگران‌ که‌ مقر آن‌ در آگسبرگ‌ بود، دست‌ نوشته‌هایی‌ را منتشر کرد که‌ حاوی‌ اسامی‌ ماموران‌ کلیدی‌ و اطلاعات‌ محرمانه‌ سیاسی‌ و تجاری‌ بود. در قرن‌ هجدهم‌ هوشمندی‌ آلمان‌ مدرن، رشد یافت‌ و با مشاهده‌ دقیق‌ کل‌ قاره‌ اروپا دریافت‌ که‌ با به‌کارگیری‌ و تطبیق‌ پیشرفتهای‌ علمی‌ سایر کشورها در فرایندهای‌ صنعتی‌ خود می‌تواند با بنگاههای‌ انگلیسی‌ و فرانسوی‌ رقابت‌ کند. آلمان‌ به‌ سرعت‌ پایه‌ آموزش‌ و تحقیق‌ را به‌عنوان‌ بنیان‌ خلاقیتهای‌ تکنولوژیک‌ خود توسعه‌ داد. در اواخر قرن‌ هجدهم‌ آلمان‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ بسیاری‌ از فرمولها و فرایندها را خصوصاً‌ در زمینه‌ شیمی‌ از آن‌ خود کرده‌ بود.‌درحالت‌ کلی‌ می‌توان‌ گفت‌ رهیافت‌ هوشمندی‌ رقابتی‌ از مفاهیم‌ دیگری‌ که‌ به‌ تازگی‌ توسعه‌ یافته‌اند، مانند مدیریت‌ دانش، بهره‌برداری‌ می‌کند. این‌ مفاهیم‌ در اغلب‌ بنگاههای‌ بزرگ‌ نهادینه‌ شده‌ است.

فالد (1995) معتقد است‌ هوشمندی‌ بنگاه، تنها خروجیهای‌ پایگاههای‌ داده‌ و لزوماً‌ گزارشهای‌ حجیم‌ نیست. قویاً‌ باید گفت‌ نمی‌توان‌ هوشمندی‌ را جاسوسی‌ یا دزدی‌ اطلاعات‌ نامید. اساساً‌ هوشمندی، اطلاعات‌ تحلیل‌ شده‌ است ‌دشامیز و نایای‌ (1995) سه‌ نوع‌ هوشمندی‌ رقابتی‌ را شناسایی‌ کرده‌اند؛

1 - هوشمندی‌ بازار: سعی‌ دارد نیازمندیهای‌ جاری‌ و آتی‌ مشتریان، فرصتهای‌ جدید و خلاقانه‌ موجود در تقسیم‌ بازار و تغییرات‌ عمده‌ای‌ را نمایان‌ کند که‌ در فرایندهای‌ بازاریابی‌ و توزیع‌ رخ‌ می‌دهد.

2 - هوشمندی‌ رقبا: تکامل‌ استراتژی‌ رقابتی‌ طی‌ زمان‌ را با مشاهده‌ تغییرات‌ ساختار رقبا، جایگزینی‌ محصولات‌ جدید و تازه‌واردان‌ به‌ صنعت، بازنمایی‌ می‌کند.

3 - هوشمندی‌ تکنولوژیک: با استفاده‌ از فرایند هزینه‌ - فایده، تکنولوژی‌های‌ موجود و جدید را ارزیابی‌ و وقفه‌های‌ تکنولوژیکی‌ آتی‌ را پیش‌بینی‌ می‌کند.

 

منبا:http://www.afz810.blogfa.com

/ 0 نظر / 18 بازدید